محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

دوران بارداری

سلام در ابتدا از تمامی بازدیدکنندگان وبلاگ پسرم تشکر میکنم ودرادامه میخواهم خلاصه ای از دوران بارداری رابرایتان تعریف کنم ........... اول از هر چیز ازهمسرم عبدالله به خاطرزحماتی که دراین دوران برایم کشید وبا تمام مشکلاتی که داشتم دست و پنجه نرم کرد و بداخلاقی های من رو تحمل میکرد ،تشکر خاص وویژه ای داشته باشم و به اوبگویم که خیلی خیلی دوستش دارم وعاشقشم . سپس ازخانواده همسرم و خانواده خودم مخصوصا مادرها به خاطر زحماتی که برایم کشیدن تشکروقدردانی میکنم ، انشاالله که بتونم تلافی کنم . درتاریخ ١٢/٢/١٣٩٠ متوجه شدم که باردار هستم بر خلاف آنکه این دوران برای همه شیرین هست برای من همراه با کمی سختی بود . من در ...
7 اسفند 1390

نقاشی اتاق محمد

تواین قسمت نقاشی اتاق گل پسرم رومیبینید که خاله زهراو شوهرشون زحمت کشیدن ونقاشی کردن که همینجا ازشون تشکر میکنم. خاله زهرا یه دخترداره که اسمش فریماست ، اینقدر این دخملی تورنگ آمیزی فضولی کرد که نگو ونپرس ، مامانش 3جفت ازجوراباشو به خاطررنگی شدن انداخت .......... ووواااییییییییییییییی قراربود من واسش جوراب بگیرم ، یادم رفت ..... ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه مامانشو گول زدم   به خاطر فضولی این دخملی مجبوربودیم شب تاصبح نقاشی کنیم که 4شب به طول انجامید وای خاله ، ماشاالله به جونت   ...
7 اسفند 1390

فسقلی مامان رو شکلات پیچ کردن

منظورم ازشکلات پیچ همون قنداقه ، اوایل تولدت به خاطر درد زایمان و کوچیک بودنت میترسیدم قنداقت کنم ولی به مرور زمان یاد گرفتم که قبل ازاینا زحمتش به گردن مادر جون (مادرمامان) بود . تو این عکس خیلی کوچولویی ، ولی ماشاالله الان مرد شدی عشقم     ...
7 اسفند 1390